بوی عید
سلام مامان گلی. سلام فرشته کچلوی مامانی. مامانم کم کم داره بوی عید میاد. عید امسال رنگ و بوی تازه ای واسه مامانی داره. چون اولین عیده که کنار بابایی مهربون و عزیزم. وااااااااااااااای خدا جونم شکرت. مسعوود جون عاشقتم. خیلی خوشحالم. خیلی خوشحالم که تو کنارمی. چه عیدی بشه امسال. از یک ماه پیش بوی طراوت و شادابیشو تو زندگیم احساس میکنم. ایشالا سال اینده عید رو 3 تایی تجربه میکنیم. خیلی امشب دلم هوای بچه گی هام کرده. خدایا این دنیا چه زود میگذره. انگار همین سال پیش بود مامانم دست من و خاله نرگس رو میگرفت و می برد بازار و واسه عیدمون کلی لباس عیدی برامون میخرید. یاد اون روزی که اولین بار مانتو های خفاشی مد شده بود به خیر. مامانم برام یه جفت...
نویسنده :
مامان
1:09



